ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
ای نگاه نازنینت موجب سر مستی ام
پای بر بالین من بگذار وبین بی دستی ام
آتش سوزان شود از آب دریا سرد لیک
آب آتش میزند بایاد تو برهستی ام
**************************
دیده لب تشنگان را آب هست و خواب نیست
پاک کن چشمم که غیر از کاسه خوناب نیست
آمدی اما غلامت برنمی خیزد ز جا
آه این رسم ادب در مقدم ارباب نیست
*************************
کاش بودم ای طبیب دل سراپا چشم ودست
تا عیان سازم زعشقت آنچه در قلب من است
مانده بودم چون کنم با عالم شرمندگی
شکر میگویم که چشم شرمگین را تیر بست