ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
این داغ اکبر است
یا روز محشر است
........................
این فرق حیدر است
یا زخم اکبر است
.......................
الله اکبر از غم محشر بپا شده
فرق علی دوباره از کینه وا شده
روح از تن حسین زهرا جدا شده
نخل امید من
در خون شناور است
_____________
ای صبح آرزویم لب وا نمی کنی
دیگر چرا برایم نجوا نمی کنی
حتی نظر به چشم بابا نمی کنی
ذکر علی علی
نجوای خواهر است
_____________
برخیز و گفتگویی پیغمبرانه کن
این خیمه عزا را باغ ترانه کن
رزمی به قلب میدان خود حیدرانه کن
باور نمی کنم
جسم تو پرپر است
_____________
ای نوردیده وا کن چشمان بسته را
تا خود به خیمه آری بابای خسته را
داغ جوان نشاید پیر شکسته را
روز عزای تو
غوغای محشر است
___________
روی زمین چگونه افتاده ماه من
آتش گرفته صحرا از سوز آه من
شد محشر مصیبت در خیمه گاه من
این جسم غرق خون
با جان برابر است
___________
ای وارث علی با شمشیر ذوالفقار
پیفمبرانه پا در میدان خون گذار
شد جان من اسیر غمهای بیشمار
دنیای بعد تو
زندان دیگر است
___________
وامانده چشم بابا در چشم بسته ات
قربان روی ماه در خون نشسته ات
بوی علی گرفته فرق شکسته ات
آه از غمت که این
دیدار آخر است