ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
*پندیات*
دارد این گرگ اجل قصد شکار من و تو
تلخیِ مرگ بُود آخرِ کار من و تو
تنگیِ گورِ سیاهی که در آن میخوابیم
گیرد از هر طرفی راه فرار من و تو
زود باشد که درین معرکه ی زودگذر
روَد از خاطره ها نقش و نگار من و تو
خاک یاران سفرکرده اگر دل بدهی
هست در چشم زمان، آینه دار من و تو
گوش کن ناله قبراست که هر شب آید
تا که بیدار کند چشم خمار من و تو
دل به این خانه خاکی تو چه بندی ایدوست
که چنین روز شود خاک مزار من و تو
در دل قبر که دست همگان کوتاه است،
عمل خیر بُود دار و ندار من و تو
کاش آنگونه بمیریم که در روز جزا
حضرت فاطمه آید به کنار من و تو
تا که ثابت بشود بر همهی همسفران
آتش عشق حسین است عیار من و تو
شعر نیسی همه از پند و نصیحت سرشار
کاش فانوس شود در شب تار من و تو