ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
خرابه مهمونی شده
شبم چراغونی شده
عزیز دلها اومده
دوباره بابا اومده
طبق طبق گل بیارید
به پای بابا بذارید
عزیز دلها اومده
دوباره بابا اومده
بابا نمیدونم چرا عمه قدش کمون شده
لب به غذا نمیزنه یه مشت استخون شده
بابا دلم میخواد برام بازم لالایی بخونی
یه شب دیگه کنار من تو این خرابه بمونی
عزیز دلها اومده
دوباره بابا اومده
ممنونتم بابا جونم من نشدم فراموشت
اگه میشه یه بار دیگه منو بکش تو آغوشت
هر جا که از سوز جگر اسمتو بردم باباجون
خدا میدونه چه قدر کتک میخوردم باباجون
عزیز دلها اومده
دوباره بابا اومده
اگرچه از دیدن تو شبم چراغونی شده
ولی بهم بگو چرا لبای تو خونی شده
هستی من مستی من چشمای نیمه بازته
بابا دلم هلاک اون بوسه ی دلنوازته
عزیز دلها اومده
دوباره بابا اومده
بابا ببین گرفته از بغض غمت راه گلوم
من داداش اصغرو میخوام. بگو کجا مونده عموم
بیا بریم توکوچه ها به بچه ها نشون بدم
بگم که بابام اومده نشون این و اون بدم
عزیز دلها اومده
دوباره بابا اومده
بابای خوب وناز من چرا صدام نمیکنی
منم رقیه دخترت چرا نگام نمیکنی
حالا که از راه دراز پیش یتیما رسیدی
داد میزنم بابا بابا چرا جوابم نمیدی
عزیز دلها اومده
دوباره بابا اومده
بابا جون از کجا بگم غمم یکی دوتا که نیست
سرت جدا شده ولی دلت زمن جدا که نیست
بابا نگاه سرد تو شعله به جونم میزنه
راه گلوم بند اومده این آخر عمر منه
عزیز دلها اومده
دوباره بابا اومده