ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
بارالها عاقبت تنها شدم
خسته از ایام بی زهراشدم
سوخت آخرخرمن جان علی
شدسیه دنیابه چشمان علی
ازجفاآیینه عصمت شکست
گردماتم برسرحیدرنشست
بین دیوار و در کاشانه ام
گشت پرپرمحسن دردانه ام
یامحمد نیلی ازکین یاس تو
شد ازین خیل نمک نشناس تو
یامحمد من که شیرخیبرم
عاجز از بیداد دیوار و درم
یامحمد امشبم بنما مدد
تا نجوید قبر گل را دیو ودد
یامحمد خانه ام را سوختند
قلب زهرا را زغم افروختند
یا محمد بین به سوز و آتشم
از تو و زهرا خجالت میکشم
یامحمد این تو این زهرای تو
گرچه بشکسته گل حمرای تو
دختر تو چهره اش نیلی نبود
روی او پژمرده از سیلی نبود
کاش می مردم بجای فاطمه
تا نگیرم من عزای فاطمه
یامحمد خیزمهمان آمده
برتو زهرا پاره ی جان آمده
زین عزا گفتن زبانم الکن است
چشم زهرا شاهد درد من است
بود زهرا سرمد معصومیت
وامصیبت زین همه مظلومیت
یامحمد شرح حالم گوش کن
آتش جان مرا خاموش کن
من خجل از این امانتداری ام
همصدای اشکهای جاری ام
وای من زهرا شبی راحت نخفت
درد پهلو را چرا بامن نگفت؟
دست خود دایم به پهلو میگرفت
فاطمه از من ولی رو میگرفت
یامحمد درد من ناگفتنی است
رفت زهرا و علی هم رفتنی است