ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
به نام خدا...
همان خدایی که به جای مچمان دستمان را میگیرد.
خدایی که میبیند و میپوشاند برای بندگانی که ندیده فریاد
میزنند.
عشق میورزم به آنانکه مرا غیبت کردند.زیرا بی آنکه
بخواهم نه تنها درکارهای
خیرشان شریکم ساختند بلکه بارگناهانم را نیز بردوش
گرفتند
وسختی راه را بر من آسان نمودند...
و دوست داشتنی تر آنانکه دروغ گفتند.تهمت زدند.توهین
کردند وحقیرم پنداشتند تا
بتوانم بغضهای فروخورده ام را با اشکهای نیمه شبم رنگ
اخلاص ببخشم.پس اگر
بپرسند با این اوصاف چگونه ای؟؟ بیگمان خواهم
عاشق همیشه ناله ی شبگیر دارد
معشوق وقتی اینهمه تاخیر دارد
تا کار دنیامان سروسامان بگیرد
آهی.نوایی.ناله ای تاثیر دارد
*******************************
*****************************
غم از تب وتاب دل ما میگوید
ازحال خراب دل ما میگوید
هررهگذری گذشت ازکوچه ما
از بوی کباب دل ما میگوید
**************************
هر روز دراشتباه افتادن من
شدباعث ازنگاه افتادن من
باگریه بخند ای دل به من و
ازچاله به چاه افتادن من
****************************
درگوش شما ازین صداها نرسد
سربخشی تان به این گداها نرسد
ازفرط گرسنگی همه میمیریم
یارانه اگر به داد ماها نرسد
****************************
گفتیم که ملتی معطل نشود
تا وارد این بحث مفصل نشود
یک را تو کنارپنج بگذار.شش است
هیهات اگر معادله حل نشود
*****************************
رسوا نشدم مگر برای تو فقط
تنها نشدم مگر به پای تو فقط
دیوانه وبیمار وضعیفم که مگر
درمان بکند مرا دوای تو فقط
****************************
هرچندشب از برق نگاه تو شکست
برگردن من طوق گناه تو شکست
دیوانه شدم به هر دری کوبیدم
ازناله من پشت سپاه توشکست
****************************
صیاد کجاست از پرم تیر کشد
احوال مرا به شرح وتفسیرکشد
دیوانه شدم.خطر ندانم.خوب است
این وحشی دیوانه به زنجیرکشد
****************************
بر سادگی ام.به باورم میخندم
یکبار دگر به عشق دل میبندم
فرهاد اگر تیشه به دست آمده بود
من با مژه ام گور خودم را کندم
******************************
همواره به چشم حیله اش رنگم کرد
دلتنگ نبود وسخت دلتنگم کرد
میگفت که تیمورجهان خواهی شد
افسوس که عاقبت فقط لنگم کرد
**************************
باید که میان عاشقان سر باشم
با آینه در صفا برابر باشم
انصاف بده درین همه صافی خود
من خرشده ام..هنوز خرترباشم؟؟
***************************
مردانه بزن.که مرد باید برویم
درآتش و خون و درد باید برویم
سرخی انارعشق اگرمیخواهیم
همپای خزان زرد باید برویم
***************************
هرچند به میدان مصاف آمده ایم
اما به خدا با دل صاف آمده ایم
با بوسه بیا به همدگرحمله کنیم
حالا که به شمشیر غلاف آمده ایم
******************************
در خاطره بغض یادمان میشکند
غوغای کلاس شادمان میشکند
در خاطره ها هنوز هم میگریم
هردفعه نوک مدادمان میشکند
******************************
تاچند دلت به غیر مایل باشد
از حال من غمزده غافل باشد
هشدارکه آتشست وخانمان میسوزد
آنرا که شکسته ای اگر دل باشد
******************************
آنگونه که وصل.واصلان را چه نیاز
از دولت عشق عاقلان را چه نیاز؟
از دار بلند بیسران را چه هراس؟
وز چونی و چند بیدلان را چه نیاز؟
*****************************
آیینه اگر مکدر از آه نبود
شایدکسی ازحقیقت آگاه نبود
خون دیدن وخون خوردن وخون قی کردن
تاوان کسی که با تو همراه نبود
*********************************
یکباره تورا دید وحواسش گم شد
هنگام درو بود که داسش گم شد
دنبال دوتا واژه به لکنت افتاد
تقدیر وتشکر وسپاسش گم شد
جناب نیسی مثل همیشه عالی و پر معنا سرودید
سلام شوهر عمه موفق باشی و سر بلند
احسنت
سلام ، عموجان ، خوش قول نبودم ،لطفا ببخشید مرا ، خجالت می کشم حتی تماس بگیرم.

(یار روزهای غروب سرد پاییزی)
سلام پسرگلم. تو همیشه عزیز من خواهی بود.
مادر دو بخش است ،،و ما هر چه میکشیم از بخش دوم آن است...
ایام فاطمیه تسلیت باد...
گروه مارش ابوالفضل العباس محله کرناسیان با 3 پست به روز هست
یا علی
درود بر استاد نیسی خسته نباشی امید بر روز افزون وبلاگ شما استاد یک سری به وبلاگ من حقیر سر بزنی شما همیشه در دل ما هستی یا علی محمد حسن زاده
سلام با افتخار لینک شدید
من عاشق فریاد سکوتم هستم
دل را به خیال به خاطراتت بستم
از برج فلک داد زنم ای عشاق
من عاشق یار بی وفایم هستم
دیروز اسیر و شیفتته رویت بودم
من دیده و اشک آب وضویت بودم
از عشق تو یقوب نبی من گشتم
گفتا که من عاشق دو سویت بودم
ddavoddd.blogfa.com
نمی نویسم ..... چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی! حرف نمی زنم .... چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی! نگاهت نمی کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی! صدایت نمی زنم ..... زیرا اشک های من برای تو بی فایده است! فقط می خندم ...... چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام
حالا که چشمت این رباعی را غزل کرد
انـگـار دریـا چـشـمـهـایـم را بـغـل کـرد
ای اشک تو رشک سبوی خیس باران
خندیدن تو پسته را ضرب المثل کرد
ممنون ازحضورتون..بازهم منتظرم
سلام دوست عزیز
وبلاگ گروه مارش ابوالفضل العباس محله کرناسیان بعد از مدت ها مشغله زیادم دوباره به روز شد خوشحال میشیم بهمون سر بزنید
یا علی
سلام واحترام.باعث افتخاره.موفق باشید