| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
حسین ای درمان دردم
بسوی تو برمیگردم 2
ببین اشک و آه سردم
بسوی تو برمیگردم 2
من بی تو اگر تنها بودم
لب تشنه ولی دریا بودم
کرب و بلا را ، شام عزا را،
هم حیدر و هم زهرا بودم
سپاهی پیروز آوردم
بسوی تو برمیگردم 2
محشر شدم و غوغا کردم
صد معرکه بی پروا کردم
در کاخ ستم ، در چشم عدو
جوشیدم و خون برپا کردم
ببین اشک و آه سردم
بسوی تو برمیگردم 2
یک چلّه اگر دور از تو شدم
آواره و مهجور از تو شدم ،،
بر دشتِ شبِ تاریخ ستم
تابیده ام و نور از تو شدم
ببین اشک و آه سردم
بسوی تو برمیگردم 2
برخیز و ببین غوغا شده است
صحرای غمت،دریا شده است
خون رفته چو رود از چشم دلم
تا زینب تو ، زهرا شده است...
ببین اشک و آه سردم
بسوی تو برمیگردم 2
باز آمده ام بر تربت تو
تا گریه کنم در غربت تو
چشمی بگُشا ، مهمان توام
ای باب کَرَم از غیرت تو
ببین اشک و آه سردم
بسوی تو برمیگردم 2