ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
پیک آزادیم از راه آمد
ایهاالناس علی راکشتند
شام تاریک مرا ماه آمد
ایهاالنلس علی را کشتند
*******************
بگذارید مرا سیر بنالم امشب
که گره بازشده ازپروبالم امشب
ازهمانروز که زهرای مرا آزردند
آرزوهای علی خاک شدندافسردند
ازهمانروز که پاییز فدک غوغا کرد
هتک حرمت به مرا دست عدوامضاکرد
منتظربوده ام ای تیغ مرا دریابی
فرصت ایجاد کنی سوی علی بشتابی
خوب شد آمدی امشب به ملاقلت علی
توخودت باز بگو جان من آیا اجلی ؟
خون دل بین که فرو ریخته ازچشم ترم
ای اجل زود ببر دیدن محسن پسرم
آه از دوری زهرا جگرم می سوزد
دلم ازمحنت آن همسفرم میسوزد
ای اجل در دل من عقده بسیاری هست
شمع شب سوخته را آه شررباری هست
ای اجل. تیغ نبود این که مرا بر سر زد
مرهمی بود که برجان و دل حیدر زد
فاطمه منتظرم مانده خوش آمدگوید
بگذارید که او زخم سرم را شوید
بگذارید که مشت غم من وا نشود
زخم فرق سرمن هیچ مداوا نشود
بگذارید که آرام بگیرد دل من
و اجل بازکند این گره ازمشکل من
بگذارید که نیسی سخن آغازکند
شعر او شرحه ای ازدردمن ابرازکند