ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
یادگار حسن
تو عزیز منی
در دل خون چرا
دست و پا میزنی؟
....................
بار دگر زخم دلم وا شده
فرق یتیم حسنم تا شده
بر لب دریا لب عطشان او
تشنه ترین غنچه دنیا شده
لاله این چمن
روح این گلشنی
در دل خون چرا
دست و پا میزنی؟
..................
میرسد آوای مسیحایی ات
از لب خشک و دل دریایی ات
شمس و قمر خاک نشین تواند
در طلب روی تماشایی ات
لاله این چمن
روح این گلشنی
در دل خون چرا
دست و پا میزنی؟
....................
خیز که تا محشر کبرا کنی
از من و دل باز گره وا کنی
خیز که در معرکه ی کربلا
شاد دل حضرت زهرا کنی
لاله این چمن
روح این گلشنی
در دل خون چرا
دست و پا میزنی؟
...............
روی زمین است اگر ماه من
بر فلک افتاده تبِ آه من
خیز که تا باز حمایت کنی
از من و از غربت جانکاه من
لاله این چمن
روح این گلشنی
در دل خون چرا
دست و پا میزنی؟
..................
چشم و چراغ دل اهل حرم
نیست عزیزم غم تو باورم
بی تو چگونه به حرم رو کنم
چشمه خون است دو چشم ترم
لاله این چمن
روح این گلشنی
در دل خون چرا
دست و پا میزنی؟
................
آه، که شق القمرت کرده اند
خون به دل و چشم ترت کرده اند
جان حسینی و کنار فرات
چون دل من پر شررت کرده اند
لاله این چمن
روح این گلشنی
در دل خون چرا
دست و پا میزنی؟
................
جان به فدای قد و بالای تو
چشمه خون شد همه اعضای تو
باز به گوش دل من میرسد
نغمه ی «احلی عسل» از نای تو
لاله این چمن
روح این گلشنی
در دل خون چرا
دست و پا میزنی؟